الفيض الكاشاني

41

عرفان مثنوى ( فارسى )

جمال يكديگر گرديم و عيب يكديگر پوشيم * قبا و جبه و پيراهن و دستار هم باشيم غم هم ، شادى هم ، دين هم ، دنياى هم گرديم * بلاى يكديگر را چاره و ناچار هم باشيم بلاگردان هم گرديده ، گرد يكديگر گرديم * شده قربان هم از جان و منت‌دار هم باشيم يكى ديگر در گفتار و در كردار و در رفتار * زبان و دست و پا ، يك كرده ، خدمتكار هم باشيم نمىبينم بجز تو همدمى اى فيض در عالم * به ياد دمساز هم گنجينهء اسرار هم باشيم « 1 » بنا بر فهرست خودنوشت فيض كاشانى ، بيش از صد و چهل كتاب و رسالهء كوچك و بزرگ عربى و فارسى را در عمر خود نگاشته و به رشتهء تحرير درآورده و يا تلخيص و سامان‌دهى نموده است . [ مصنفات فارسى او از اين قرار است ] مصنفات فارسى او از اين قرار است : آيينهء شاهى : در شناخت جان و پروردن آن ، در سال 1066 ه . براى شاه عباس دوم به پارسى درآورد و در دوازده باب تدوين مىكرد . ابواب الجنان : در بيان وجوب عينى نماز جمعه و شرائط و آداب آن در سال 1055 ه . الاذكار المهمة : خلاصهء الاذكار خويش را به زبان فارسى در سال 1077 تدوين كرده است . الفت‌نامه : در فوائد الفت دينى و ترغيب مردم به برادرى و يكرنگى مىباشد . الانصاف : به سال 1083 ه . نگاشته شده و در آن نگاهى نقدگونه بر برخى از نوشته‌هاى پيشين خود دارد . ترجمة الحج : رساله‌اى در احكام فقهى حج ، عمره و آداب آنها و زيارت مشاهد مشرّفه . ترجمه الزكات : رساله‌اى مختصر به زبان فارسى در فضيلت و احكام و آداب زكات . ترجمة الشريعة : در آداب و سنن شرعى و ثواب بعضى اعمال حسنه و كيفر اعمال سيئه .

--> ( 1 ) . الفت‌نامه ، ده رساله ، ص 218 ، به اهتمام : رسول جعفريان ، اصفهان .